آئينی که به خاطره ها سپرده شد!!

آيين چهارشنبه سوری<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

* چهارشنبه سوري يك آيين كهن ايراني است كه ريشه در اساطير، فرهنگ و اعتقادات مردم اين سرزمين دارد. در توضيح فلسفه چهارشنبه سوري اشاره به اين نكته ضروري است كه ايرانيان باستان به پنج نيرو در وجود انسان اعتقاد داشتند. يكي از اين نيروها عبارت بوده از "جان " و يا همان قوه محركه و نيروي حياتي كه ما را به تحرك وامي دارد. نيروي ديگر "وجدان " يا "دئنا" نام داشت. اين نيرو به اعتقاد ايرانيان خير و شر را تشخيص مي دهد و پس از مرگ مورد مواخذه قرار مي گيرد. سومين نيرو "بوي " نام دارد كه به معناي حواس يا قواي تشخيص نيك و بد است. نيروي ديگر "روان " است و همان چيزي است كه به اعتقاد ايرانيان باستان در قيامت مواخذه مي شود و به بهشت يا دوزخ مي رود. اما پنجمين نيرو "فروهر" ناميده مي شود و بهره اي است از نيروي خداوند كه در وجود انسان به وديعه گذاشته شده و پس از مرگ به سوي پروردگار بازمي گردد. اين همان بخشي است كه در اسلام مي گويند:انالله و انااليه راجعون. ايرانيان بر اين باور بودند كه پنج روز آخر سال تا پنج روز بعد از سال نو يعني مدت ١٠ روز، فروهر افراد درگذشته به زمين برمي گردند و به نزد خانواده هايشان مي آيند تا از حال آنها مطلع شوند كه آيا آنها خوشبختند؟ آيا به ياد خداوند، آيين و مناسك ديني و فروهرها هستند يا نه ؟ به همين خاطر مراسم چهارشنبه سوري و در واقع جشن سوري به معناي "جشن سرخ " و نوروز شكل مي گيرد.

 

* ايرانيان در نخستين شب از پنج شب آخر سال بر سر بام ها آتش روشن مي كردند. زيرا آتش در نزد آنها نماد و نشانه گرما، فروغ ، روشنايي و نور هدايت و ميان عناصر زميني سمبل نور، اهورامزدا بود. به همين دليل آتش جنبه تقدس و تبرك داشته است. بنابراين آنها در آن شب آتش روشن مي كردند تا هم كار مقدسي انجام داده باشند و هم فروهرها راه منزل خود را پيدا كنند.
همچنين رسم بوده كه وقتي آتش خاموش مي شد يك دختر جوان خاكستر را جمع مي كرد و بيرون از خانه دور مي ريخت تا به اصطلاح نحسي سال از خانه خارج شود. سپس اهالي خانه در را به روي او مي بستند. وقتي دختر در مي زد، از او مي پرسيدند: تو كي هستي؟ مي گفت: منم. مي گفتند: از كجا آمدي؟ مي گفت: از عروسي ، با خودت چه آورده اي ؟ خوشي و تندرستي. در اينجا بود كه در را باز كرده و دختر را به خانه مي آوردند.
همچنين تا شب ورود فروهرها بايد مراسم خانه تكاني انجام مي شد تا فروهرها وقتي به خانه برمي گشتند ببينند كه همه چيز تميز است. وقتي فروهرها مي ديدند كه اعضاي خانواده زندگي شان مرتب است و لباس آراسته به تن دارند، خوشحال مي شدند و براي آنها دعا مي كردند. اما اگر مي ديدند كه بستگانشان ناراحت يا بي چيز هستند، اندوهگين و غمگين مي شدند. به همين خاطر ايرانيان باستان با شروع سال نو سعي مي كردند دشمني ها و كدورت ها را كنار بگذارند، يكديگر را ببخشند و همه چيز را پاكيزه نگهدارند تا خشنودي فروهرها فراهم شود.

* از آنجايي كه آتش مقدس بوده ، گفته مي شود بعيد است كه ايرانيان باستان از روي آتش مي پريدند. اما بعد از ظهور اسلام پريدن از آتش نوعي پالايش بوده و مردم با پريدن از آن مي خواستند پاكي و گرماي آتش را بگيرند تا ناخوشي ها و پليدي ها از آنها دور شود. شعر معروف سرخي تو از من ، زردي من از تو به دنبال همين باور بوده است. اما به اعتقاد من پريدن از آتش قبل از اسلام هم انجام مي شده و نوعي "ورگرم " محسوب مي شده.

* فال گوش ايستادن يك جور فالگيري بوده و هر شخصي با انجام آن از زبان و گفته هاي مردم و به نحوي از زبان غيب خبر مي گرفت. به طور مثال: يك شخص نيت مي كرد و مي خواست بداند كه آيا آن نيت برآورده مي شود يا نه و يا آيا فلان كار را انجام دهد يا ندهد. سپس او در سرگذرگاه يا چهارسو مي ايستاد و به حرف رهگذرها گوش مي داد. اگر آنها درباره موضوع خوبي صحبت مي كردند، او نتيجه مي گرفت كه نيتش برآورده مي شود ولي اگر درباره موضوع ناراحت كننده يا بدي صحبت مي كردند، نتيجه مي گرفت كه نيت او برآورده نمي شود.
درباره رسم شكستن كوزه بايد گفت ، در قديم معمولا" كوزه آب نديده يا كهنه را از پشت بام خانه به طرف پايين پرت مي كردند و معتقد بودند قضا و بلا با شكستن كوزه رفع مي شود. درباره رسم قاشق زني ، يك فرد نيتي مي كرد و در حالي كه روي خود را مي پوشاند در شب چهارشنبه سوري در خانه اي را مي زد، بدون آن كه حرف بزند. اگر در كاسه او چيز خوبي مثل ميوه جات مي گذاشتند يعني نيتش برآورده مي شد و اگر چيز بد يا بد بو مثل سير يا پياز مي گذاشتند مفهومش آن بود كه نيت آن شخص برآورده نمي شود و يا كاري كه قصد انجامش را دارد، بايد از آن صرف نظر كند. نكته جالب اين كه اين اعمال به صورت پنهاني صورت مي گرفت. يعني شخص هويت و نيت خود را مشخص نمي كرد. مثل پنهاني آمدن فروهرها به زمين و بازگشت آنها، در واقع اين اعمال در يك رمز و راز پيچيده شده بود.

                              *************

    چهار شنبه سوزی!

می سوزد دل ما

که هول صدا

سوزانده است

فال حافظ را

 

و سوزانده است

مادربزرگ قصه ها را

بچه های قاشق زنی را

معصوميت فالگوش را

 

که هول صدا

سوزانده است

آتش را

/ 12 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
dele asemani

سلام...مطلب جالبی بود.از لينک هم ممنونم.به منم سر بزنين منتظر نظرهای شما هستم.التماس دعا يا حق!

Hani

salam,avalan behet tabrik migam mohandesito agha amir ! bad mersi darbareie matlabe jalebet,aiine jalebii ke be kesafat keshide shode, alodegie sooti,rohi,ravani va ...

مهران

خسته نباشی چهارشنبه سوری امسال بسيار متفاوت خواهد بود. هيجانش هم آنقدر زیاد و داغ است که بسا خيلی ها را بسوزاند!

زردشت

درود هم میهنم این تنها متنی بود که در این جند روز در اینترنت بدون مورد خواندم آفرین من هم به مناسبت آغازسال 1375 یزدگردی شاهنشاهی (19اسفند)با سال نامه ی زرتشتی به روزم گامت را در سال شمارم می شمارم در ضمن چند روز ديگر تحليلی بر چهارشنبه سوری خواهم داشت

omid

سلام هيچ کسی با چهارشنبه سوری مخالف نيست اما مثل چيزهای ديگر با تحريف مقابل شده. اصل اين مراسم آتش بوده و آتش. در حال حاضر ديگه کمتر اثری از آتش مانده و همه با ترقه و مواد منفجره چهارشنبه سوری رو جشن ميگيرن که اين کار اشتباهيه و باعث ميشه اين رسم قديمی از بين برود. به هر حال مطلب جالبی بود. با تشکر

مرد تنها

سلام امير جان ... ممنونم که برام پيام فرستادی ... ديدی آمدم ديگه شکايت نکنی ها ... راستی مطلب بسيار جالب و علميی بود ... چه خوب است که ما ايرانيان با هويت خودمون بيشتر آشنا بشيم و بدانيم که قبل از اسلام هم ما هويت داشتيم و در دنيا برای خودمون کسی بوديم و اسلام نبود که به ما هويت داد ...به هر حال از مطلبت خوشم اومد و آرزو می کنم همينطوری به خوبی پيش بری ...من هم آپم بيا حتما ...مرسی

GHahraman

انالله و انااليه راجعون....واقعا متن قشنگی بود!!! خيلی جالب بود!!!

**علیرضا**

من صداتو میشنو و تو تو دلم بازی میکنی اما چرا نمیبینمت کجایی؟ میدونی تمام عمرم آره تمام عمرمو با حس اینکه یه روز تو چشای عزیزت ذل بزنم و بگم چقدر دوست دارم سپری شد. یه بار تو یه کوچه ی مه گرفته حس کردم با منی هنوز شیرینیش تو دلم مونده. حتی امروزم که به یادش میوفتم ناخودآگاه اشک از چشام میریزه، میریزه و زار زار میگریم انگار عزیزی رو از دست داده باشم. ولی نمیدونم که اون عزیز از هر پنجره بازی من و میبینه و مراقبمه! / بسیار زیبا نوشتی / منم تقدیم به مهناز عزیزم آپدیت کردم / سر بزنین خوشحال میشم

زردشت

درود هم میهن امیر با جستاری در مورد تاريخ جشن چهارشنبه سوری اگر به دیدارم بیایی زردی تو از من سرخی من از تو می شود