عشق، وزنِ شعر آفرینش است

عشق، وزنِ شعر آفرینش است...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

    کلمات مثل جان آدمهاهستند؛جاری میان دو قطب تعالی و تباهی...

اوج تعالی کلمات،شعراست وتباهی آنها مثل تباهی جان آدمی، تهی شدن از معنای وجودی خویش است.کلمات مثل روح آدماهستند.ابزاری برای شفا و یادرد و ناخوشی.

    اوج شفابخشی کلمات شعر است وناخوشی آنها درتهی شدن ازکارکرد راستین خویش.وبالاخره کلمات مثل خودآدما هستند.بدنیا می آیند،رشد می کنند و می میرند.شعر زندگی کلمات است ومرگ آنهامثل مرگ آدمی،با هزارویک چهره، تنهامرگ است و دیگرهیچ، وسکوت،همیشه بعداز مرگ اتفاق می افتد.اگر کلمات رادوست داشته باشیم،عشق،شفابخشی و حیات نهفته درکلمات،در زندگیمان جاری می شود واگرآنها رادوست نداشته باشیم، تنهامرگ و تباهی راازآنها به عاریت میگیریم.اگرتوان عشق و شفابخشی کلمات رابشناسیم،نجات پیدامی کنیم.امابیشتر ماازاین کارعاجزیم چون فکر نمی کنیم که کلمات هم مثل ماجان داشته باشند ویا بتوانند چیزی راتغییردهند.

    تنها شاعران هستندکه زندگی کلماتراباور دارند،بهمین دلیل قدرتهای پنهان درون آنهارا کشف می کند. شعر ثبت حساسترین لحظات روح آدمی است.لحظات گریزپایی که دیگر هرگزتکرار نمی شوند.سروکار شاعر باجاودانگی است.جاودانه ساختن آنِ آدمی به یاری قدرت جادویی کلام.آنِ درحال گذر واز یاد رفتنی و دگرگون شونده و دوردست و چه آنی تسخیرناشدنی تراز عشق؟ودر عین حال جاودانه تر ازآن؟ به قول حافظ:

"هرگز نمیردآنکه دلش زنده شد به عشق.......ثبت است بر جریده عالم دوام ما"

 

هرعشقی درزمان ومکان خود،اتفاقی یگانه،مبارک و منحصربفرد، تکرارناپذیر ونامکرر است.

/ 6 نظر / 38 بازدید
zahra

عشق هم آدمي را چون آتش زندگي يا خاکستر ميکند يا پاک. اي کاش عاشق شود آن که نيست امروز ، اي کاش که فردا عاش تر، انکه هست امروز. کاش امروز آنکس که عاشق نبوده است عاشق شود. اي کاش آن کس که عاشق بوده است عاشق بماند. فاش ميگويم : خدا عشق است ، اما عشق چه بازيگوش شيطاني است. عشق پيروزي است حتي بر مرگ . --واقعيتی است که بايد قبول کرد--موفق باشيد--به منم سربزنيد

امیر

(فلك جز عشق محرابي ندارد...جهان بي خاك عشق آبي ندارد.). (غلام عشق شو انديشه اين است...همه صاحبدلان را پيشه اين است.). (دلي كز عشق خالي شد فسرده است...گوش صدجان بود بي عشق مرده است.).

darya

سلام من بعد از مدتها دوباره اومدم.به نظرم من برای هر کاری بايد عاشق باشی و من عاشق عشق ورزيدنم.به من سر بزن آپديتم

کتکله

ايول ! .......ثبت است بر جریده عالم دوام ما

mosafere kuchulu

چگونه می توان از عشق در اين دنيای زمينی که همه معيارهايش زمينی است سخن گفت؟ در اين عصر در سلولهای مغزی مجنونها طمع دست يازيدن بر پيکر بلورين ليلی هاست و در سلولهای قلبی ليلی دست بردن بر جيب مجنونهاست. آسمان اين زمين خاکستری است کجاست مسيحا دم عصر! ************** خدا را شکر امير جان که هنوز مردی آسمانی مانده ای. مراقب لطافت روح و پيکره جانت باش! **************

nanaz

سلام وبلاگ جالب ومفيدی داريد خسته نباشيد..