عشق

rose.jpgrose12.jpg

باز هم اين چشم ابري با من است
خانه با فانوس اشكم روشن است
كوچه هاي دل چراغان مي شود
كوچه هاي دل چراغان مي شود
{داره مي سوزه تنم}
چرا از دوست داشتنم با تو حرفي نزنم
كه از اين آتش تلخ داره مي سوزه تنم
واي داره مي سوزه تنم
با وجوديكه غرور ، به لبام قفلي زده
اما پيش چشم تو، اين سكوتو مي شكنم
واي اين سكوتو مي شكنم
مي گم از تو لحظه هام قشنگ شده
عشق تو تعبير خواباي منه
تو تمام زندگي، حس مي كنم؛
نبض من بخاطر تو مي زنه
گاهي خورشيد ميشي؛ ابرا روپس مي زني
بوم سرد غصه روتو نگام آب ميكني
گاهي عشق تو به من شوق ديداري مي ده
گاهي مثل قصه ها؛چشمامو خواب مي كني
littleangelgirl.gif

آدم و حوا:
خدا زن را آفريد. يه كف مرتب تر

آري و خدا زن را آفريد ...
در ابتداي خلقت خداوند مرد يعني جناب آدم رو آفريد كه اين مرد به قول ... عزيز مظهر قدرت شجاعت و عشق بود
كه البته به نظر من حضرت آدم قبل از آفرينش زن هنوز عشق رو چندان درك نكرده بود و با آفرينش زن اين موجود لطيف و سراسر احساس بود كه مزه عشق رو چشيد ...
و خداوند در آفرينش زن چنين كرد :
تراش تن از پيچك و لرزش اندام از گياه و نازكي از ني و سبكي از برگ و پيچ و تاب از خرطوم فيل و چشم از غزال و نيش نگاه از زنبور عسل و سبك سري از نسيم و نرمي از آغوش طوطس و زيبايي از گل و وفا از مرغابي نر ...
البته در كنار اين خصوصيات مثبت خصوصيات منفي هم در مورد زن وجود داره من جمله :
سنگدلي از پلنگ و سردي از برف وپرگويي از زاغ و زاري از فاخته و دورويي از لك لك
و پس از آفرينش زن ؛او را به مرد سپرد تا تكيه گاهي براي اين موجود ظريف باشد .
جناب آدم كه اول خيلي ذوق زده شده بود حسابي هواي حوا خانومو داشت اما يك هفته كه گذشت حوا رو به خدا پس داد و به خدا بعرضيد كه خدايا اين موجودي كه به من داده اي زندگي را بر من تباه كرده پيشه اش پرگويي است مي خواهد مدام نوازشش كنم و قربان صدقه اش بروم لطفي كن و او را از من بستان.
هفته اي گذشت و جناب مرد طاقت دوري از زن رو نياورد و دوباره نزد خدا رفت و گفت خدايا مي بينم كه از زماني كه حوا را به تو پس داده ام تنهاي تنها شده ام
به ياد مي آورم كه چگونه معني عشق و محبت را به من آموخت خنده اش برايم گوش نواز بود تنش خرم و ديدارش دلنواز ؛او را به من پس بده.
و خدا قبول كرد و زن را به مرد پس داد اما هنوز چند روز نگذشته بود كه باز روز از نو و روزي از نو شد …
و مرد با خود گفت چه بايدم كرد نه با او توانم زيست و نه بي او…

نتيجه اخلاقي: زندگي و زيستن بي وجود مرد براي خانومهاي عزيز ممكن نيست يا اگه ممكن باشه مشكله و…
همينطور برعكس زيستن بي وجود زن براي آ قايون محترم خيلي سخته يا اصلا ممكن نيست ….
لطفا به صحت و صدق داستان مذكور كاري نداشته باشيد و فقط قدر همديگه رو بدونين چون زندگي بي وجود هر كدوم از اين دو جنس مذكر يا مونث
خيلي سرد و بي روح مي شه …( ثابت شده)

cat-i-love-you.jpgP0016146b.jpg

/ 1 نظر / 43 بازدید
melodi

سلام .متنت خيلی جالب بود . زن و مرد مکمل هم هستند و زندگی بدون وجود هر کدام از آنها معنی ندارد