حرفای خودمونی....

خودتي فقط خودت اگه بخواي !

تا کي ؟ تاکي مي خواي بگي نمي شه ، نمي تونم ، خسته شدم .
تا کي ؟ تاکي مي خواي بگي حوصله هيچ چيز و هيچ کس رو ندارم ، ازين زندگي بيزارم .
تا کي ؟ تاکي مي خواي بگي زندگيم تکراري شده ديگه نمي خوام زنده باشم .
تا کي ؟ تاکي مي خواي به ديگران هي غر بزني و گله کني .
آخه اونا چه گناهي دارن ؟
تو نمي توني بگي تا کي ادامه داره ، چون خودت خواستي که اين طوري باشي . پس ادامه داره تا بي نهايت .
خودت خواستي زندگيت کسالت آور و خسته کننده باشه.
خودت خواستي همه از تو دور باشن و هيچ دوستي نداشته باشي.
خودت خواستي صبح تاشب گوشه خونه کز کني و هيچ کس رو تو اتاقت راه ندي و فقط به آسمون نگاه کني و منتظر معجزه باشي.
اصلا تا حالا فکر کردي از خودت چي مي خواي ؟ اصلا تو کي هستي ؟
براي چي آفريده شدي ؟ اگه تو نبودي ، چي مي شد ، چي از دنيا کم مي شد ؟
صبح تا شب همه اين سوال ها رو تو ذهنت مرور مي کني و لابد هي به خودت لعنت مي فرستي که اصلا چرا متولد شدي ؟ يه خودکار برمي داري ، روز تولدت رو تو تقويم زندگيت خط مي زني و تازه فکر مي کني که کلي هم شاهکار کردي .
نه جونم ! اين رسمش نيست . اين جوري نمي شه . کارو از ايني که هست بدتر نکن ، حالا که زنده اي پس زندگي کن !
اگه مرتب بدشانسي مي آري ، اگه اطرافيان متلک بارت مي کنن و تحويلت نمي گيرن .
اگه کاملا گذشته و حال و آينده اذيتت مي کنه ، فقط به خاطر اينه که تا حالا خودتو نديدي ، اصلا نمي دوني تو سرت چي مي گذره ؟
اگه يه دور زندگيت رو مرور کني ، اگه به خطاهات فکر کني و سعي کني ديگه تکرارشون نکني .
اگه عاقل باشي و از عقلت کمک بگيري ، آرامش ابدي براي توست . براي تويي که وقتي به خودت رجوع مي کني مي بيني يه عالمه استعداد ناشکفته در تو وجود داره که به يک شرط بروز مي کنه " اگه تو بخواي ! "
آره ! درسته . اگه تو بخواي حتي رنگ آسمون هم تغيير مي کنه و مي شه اون رنگي که تو دوست داري . اگه تو بخواي مي توني ثروتمندترين ، عالم ترين ، خوشبخت ترين ، نازنين ترين و خلاصه بگم تک موجود زنده و زيبايي باشي که همه با انگشت نشونش بدن و بهش بگن : " آفرين " .
و دست آخر اينکه اگه تو بخواي ؛ همه دنيا مي تونه مال تو باشه ، فقط اگه خودت بخواي .

/ 0 نظر / 48 بازدید