خود هیپنوز به روش آمریکائی- اروپائی

خود هیپنوز به روش آمریکائی- اروپائی روش آمریکائی- اروپائی (غربی)  درعین مختصر بودن، نتیجه اش خیلی زود ظاهر می شود، ولی کسانیکه بخواهند خود را کاملا اصلاح کنند و به درجات و مقامات عالی هوش و ذکاوت انسانی برسند باید از روش هندی یا روش عرفانی ایران استفاده نمایند، که نتیجه اش ریشه دار، عمیق و دائمی است. البته در روش غربی چند حرکت از روش هندی و ایرانی اضافه شده تا تکمیل تر و نتیجه اش مؤثرتر شده است. الف) روش آمریکائی- اروپائی ( غربی):     برای اینکه ازاین روش بتوانید نتیجه بگیرید لازم است قبلا نکات زیر را بکار ببرید:1-                  حفظ 10 نکته: نخست 10 نکته مربوط به خودهیپنوز را کاملا حفظ کنید، به نحوی که بتوانید خودبه خود بکار ببرید.2-                  محل ساکت: نکته بسیار مهم که در نتیجه گیری آن فوق العاده مؤثر است، انتخاب محل تمرین می باشد، که باید بکلی عاری از هرگونه سر و صدا باشد. بهتر است آخر شب که رادیو تلویزیون خاموش شده، در خیابانها رفت و آمد آدمها و ماشینها کمتر شده است شروع به تمرین خودهیپنوز نمائید.3-                  نور اتاق: اگر در شب تمرین می کنید بهتر است نور اتاق نارنجی ضعیف باشد، یعنی، لامپ خواب نارنجی، سبز یا آبی کمرنگ هم بد نیست، ولی رنگ قرمز تند خوب نیست، زیرا اعصاب را تهییج می کند سرعت گردش خون را زیاد میکند و از هیپنوزشدن جلوگیری می نماید. اگر در روز تمرین می کنید باید اتاق نیمه تاریک باشد.4-                  آمادگی فکری و روانی: قبل از شروع تمرین باید فکر و روان خود را آماده کنید، به این معنی که احساس کنید چند دقیقه بعد بکلی همه گونه افکار خود را کنار خواهید گذاشت و وارد حالت بی خودی، بی فکری، خواب آلودگی و بی حالی خواهید شد.5-                  نیمه گرسنه بودن: با معده پُر تمرین خودهیپنوز نکنید، باید حداقل دو تا سه ساعت بعد از غذا شروع به تمرین نمائید، به علاوه از پرخوری و خوردن گوشت و چربی خودداری کنید، برای اینکه برای خودهیپنوزشدن آرامش عصبی داشته باشید باید سعی کنید پخته گیاهخوار یا خام گیاهخوار شوید، اگر بتوانید خام گیاهخوار شوید بسیار خوبست، ولی لااقل پخته گیاهخوار می توانید بشوید، فرق پخته گیاهخوار یا خام گیاهخوار اینست که در پخته گیاهخواری می توانید غیر از گوشت و تخم مرغ و هرنوع غذای حیوانی همه نوع پخته گیاهی بخورید که درآن گوشت بکار نرفته باشد.  گوشت نیروی عصبی یا برق بدن را زیاد مصرف می کند و قدرت تمرکز فکر خودهیپنوز را کم می کند. حال 10 نکته مربوط به انجام عمل خودهیپنوز را ذکر می کنیم:1-                                  تنفس پرانا.2-                                  یک یا چند حرکت از حرکات یوگا.3-                                  بلند کردن پای راست، چپ دستها و سر.4-                                  چرخش چشمها.5-                                  تثبیت نگاه.6-                                  رلکس یا شل کردن تمام بدن از شصت پا تا فرق سر.7-                                  تصور پائین رفتن.8-                                  تصور پرواز دست راست یا چپ.9-                                  تلقین به خود.10-                               بیداری. 1-                                  تنفس پرانا ( پرانا یاما) : تنفس پرانا را میتوان راز بزرگ نامید، یکی از راههای خودهیپنوتیزم شدن آشنائی با راز تنفس پرانا می باشد. راز پرانا در شخص ایجاد آرامش می کند، شخص را خونسرد می نماید، نشاط و شادی می آورد، تمرکز فکر را زیاد می کند، ناراحتی های نظیر بی خوابی، افسردگی، اضطراب، پریشانی، دردهای روانی و عصبی داخل و خارج بدن را ازبین می برد. ازهمه مهمتر اینکه راز پرانا هرکس را فوق العاده باهوش تر و با استعدادتر می نماید و نیز از هر انسانی یک انسان مافوق می سازد.    هندی ها معتقدند این پرانا در هوا وجود دارد، درون ذرات هوا است، ولی غیر از ذرات متشکله هوا می باشد. این پرانا را روح و جوهر مخصوص می دانند.به دو نحو میتوان از پرانا استفاده کرد، اول آنکه ازصبح تا عصر در هرجا و درهر محل و هرجا که موقعیت مناسب و مقتضی باشد نفس پرانائی بکشیم. نکته مهم اینست که هنگام نفس کشیدن تمام افکار را از مغز خود خارج کنیم و تمام دقت و حواس بایستی متوجه پرانائی باشد که در هوا وجود دارد و وارد بدنمان می شود، اگر فکرمان روی پرانا متمرکز مباشد پرانا هیچ اثر مفیدی روی ما نخواهد گذاشت.همانطور که یک ماهی در آب دریا و استخر شناور است، ما هم در پرانا شناور هستیم، ما می بینیم که ماهی آب را از دهان خود جذب می کند و از گوش خود خارج می نماید، ما هم باید خود را شبیه ماهی تصور کنیم، و تصور کنیم که پرانا از راه بینی وارد می شود و در تمام بدن ما می چرخد، ناراحتی ها و بیماریها ، و نیروها و افکار منفی ما را جذب می کند و وقتی خارج می شود، اختلالات ما را با خود می برد.   پنج فایده تنفس پرانا:     فایده اول- ایجاد خود هیپنوز.    فایده دوم- اثر تلقینی: هنگام تنفس پرانا ما به خود تلقین می کنیم که داروی اعجازانگیز روحی را ازهوا می گیریم، تصور می کنیم، احساس می کنیم که شبیه شخص تشنه ای به محض اینکه آب می نوشیم در ما رفع عطش می شود، همانگونه هنگام  نفس کشیدن تصور می کنیم به محض ورود پرانا به درون ما احساس سلامتی، آرامش و لذت می کنیم، سپس تصور می کنیم که پرانا وارد تمام سلولهای بدن ما   می شود، و در تمام بدن ما می چرخد و تمام اختلالات داخلی، ناراحتی فکری روانی و عصبی ما را به خود جذب می کند و وقتی هوا از بینی ما خارج می شود، تمام اختلالات درونی و همه ضعف های انسانی و بشری همراه پرانا از درون ما خارج می شود.فایده سوم- استنشاق اکسیژن بیشتر: اکسیژن عامل معجزه گر حیات است، همه موجودات زنده به اکسیژن محتاج هستند ، اگر اکسیژن بیشتری مصرف کنیم مسلماً از هرحیث بهبود قابل ملاحظه ای خواهیم یافت.    فایده چهارم- شُل یا رِلکس نمودن ماهیچه های بدن.

خواص پرانا- کسانیکه به خدا اعتقاد دارند، به پرانا هم معتقدند، زیرا بعبارت دیگر پرانا نور خدا است، نیروی خدائی است، شعاع خدائی است، و چنین نیروئی میتواند در سلامتی و صحت ما فوق العاده مؤثر باشد.              

                 "وَاللهُ نورُ السّماواتِ وَ الاَرض" : خداوند نور آسمانها و زمین است.     راه دوم استفاده از پرانا: به پشت بخوابید، خود را کاملاً شل نمائید، 5 دقیقه در سکوت فرو روید، و محیط هم باید کاملا ساکت باشد، درحالیکه به پشت خوابیده اید و چشمهایتان را بسته اید تمام فکرتان را متوجه پرانائی نمائید که در هوا وجود دارد، همه افکار را از مغزتان خارج نمائید، حالا درچنین شرایطی شروع به کشیدن تنفس پرانا نمائید، فوق العاده آرام و آهسته و بدون اینکه صدای تنفس شنیده شود نفس بکشید، بازهم نفس بکشید، کاملاً ریه ها را از هوا پر کنید. در حال پُرکردن هوا تصور کنید که پرانا وارد بدنتان می شود و تصور کنید که دارید سالم، شاد و آرام می شوید، سپس چند ثانیه هوا را در ریه ها حبس کنید و تصور کنید که پرانا در تمام بدنتان   می چرخد و تمام اختلالات و ناراحتی هایتان را جذب می کند و وقتی هوا را خارج    می کنید تصور نمائید که با گاز کربُنیک(CO2) خارج شده، از بدنتان اختلالات فکری و روانی نیز خارج می شود. این طرز تنفس هرروز چهار بار و هربار 20 مرتبه با تمرکز و حضور ذهن کامل باید انجام شود.2-                                  انجام یک یا چند حرکت از یوگا: دراین خصوص میتوانید فقط یک حرکت                "پاشی موتان آسانا" (خم شدن به جلو) را انجام دهید، به این ترتیب که پاها را به جلو دراز کنید، سپس از کمر خم شوید و با دو دستتان انگشتان پاهایتان را بگیرید و تا آنجاکه میتوانید بطرف پائین بروید، این حرکت را پنج مرتبه انجام دهید و هر مرتبه چهارده ثانیه در این وضعیت باقی بمانید. ( از کتاب: یوگا در هفت مرحله از مبتدی تا عالی/ اثر: استاد محمّد رضا یحیائی. بنیانگذار یوگا جامع(اسلامی) درایران و جهان. استاد اعظم ).3-                                  بلند کردن پای راست، چپ، دستها و سر: حالا به پشت خوابیده اید، شما باید پای راست خود را بلند کنید، پا کمی افقی است زانو خم نمی شود، پا زیاد بالا بلند نمیشود، پنجه پا بطرف جلو کشیده می شود، پا اگر زیاد بلند شود و زانو خم شود دیرتر خسته می شود. 4-                                       دستها و سر: حالا نوبت به  دستها و سر می رسد، هردو دست را بلند کنید و انگشتهای خودرا به مدّت 3 تا 5 دقیقه تا وقتیکه کمی احساس خستگی در انگشتها نمائید باز و بسته کنید، حالا پنجه های هر دودست شما باز و بسته می شوند. پس از احساس خستگی در انگشتان، سر را هم بلند کنید، به نحوی که چانه بطرف سینه فشار آورد، و سر را به راست و چپ بچرخانید، چرخش سر بایستی هماهنگ با باز و بسته شدن انگشتان باشد، آنقدر سر به چپ و راست حرکت می کند و انگشتها باز و بسته می شوند تا کاملاً خسته شوند و قادر به نگهداری آنها نباشید و به حال خود رها شوند، حالا خود را شُل و وانهاده رها کنید و به مدت یک تا دو دقیقه بخواب روید، یعنی کاملاً خود را خواب آلود نمائید بدون اینکه کاملا بخواب طبیعی رفته باشید بعد از دو دقیقه چشمها را باز کنید و شروع به چرخاندن می نمائید.5-                                  چرخش چشمها: طرز چرخاندن چشمها بدین ترتیب است که چشمها را گشاد و باز می کنید، حالا باید کره چشم را در داخل کاسه چشم کاملاً بچرخش درآورید، بدین ترتیب که کره چشم ها در ابتدا کاملاً بالا ببرید یعنی کاملاً به بالا نگاه کنید، سپس به سمت راست ببرید و سپس بطرف پائین مثل اینکه می خواهید به نوک بینی نگاه کنید و سپس بطرف چپ نگاه کنید، به همین ترتیب تا 20 مرتبه یعنی هروقت کره چشمهای شما یک دور کامل زد، بشمارید، پس از آنکه چشمها را از طرف راست چرخاندید حالا 20 مرتبه هم از طرف چپ بچرخانید، پس از آن چشمها راببندید و یک دقیقه بی حرکت خواب آلود بمانید.6-                                  تثبیت نگاه: پس از یک دقیقه آرامش سه مرتبه نیّت یا به اصلاح علمی تلقین هیپنوتیزم شدن را به خود بنمائید، به این شکل:  "من چند ثانیه دیگر چشمهایم را باز می کنم به انتهای بینی به فاصله بین دو ابرو خیره می شوم، چشمهای من سنگین، خسته، خواب آلود و بسته خواهندشد و من به خواب هیپنوتیزمی عمیقی فرو خواهم رفت".  این عبارت را سه مرتبه تلقین می کنید، پس از سه باز تلقین چشمها را باز میکنید به انتهای بینی بفاصله بین دو ابرو خیره می شوید که این حالت را تثبیت نگاه گویند، حالا کم کم احساس می کنید که چشمها شما می سوزد، پلکها خسته می شوند، خواب آلود و بسته می شوند، ممکن است شما بتانید چند دقیقه استقامت کنید و پلک نزنید، ممکن است نتوانید پلک نزنید، اشکالی ندارد، پلک بزنید و دوباره به فاصله بین دو ابرو خیره شوید و نگاه خودرا تثبیت کنید، هدف تمرکز فکر است که با خیره شدن بفاصله بین دو ابرو این تمرکز حاصل می شود.  اگر بدون تمرکز و بدون حالت احترام و بی تفاوت این عملیات را انجام دهید هیچ نتیجه ای نخواهید گرفت یعنی هیچ حالتی در شما ایجاد نخواهد شد، باید قبلاً تصورکنید که مثلاً می خواهید در حضور خدا و همه پیامبران(ص) با ادب و احترام این عملیات را انجام دهید تا به آنها نزدیک شوید، درضمن بهتراست اگر بدنتان تمیز نمی باشد قبلاً دوش بگیرید زیرا اعصاب آرامتر و نتیجه بهتری حاصل خواهد شد. پس ازاینکه چشمهای شما بسته شدند و احساس کردید که دیگر دلتان نمی خواهد آنها را باز کنید، بی حرکت و عمیق دو تا سه دقیقه بخوابید، ولی مواظب باشید کاملاً خوابتان نبرد. پس از چند دقیقه شروع به رلکس تمام بدن نمائید یعنی قسمت ششم را انجام دهید.7-                                  رلکس یا شُل کردن تمام بدن از شصت پا تا فرق سر:  حالا بدن شما کاملاً      بی حرکت است، و فکرتان کار می کند، تصور کنید در روی ناخن شصت پای راست شما یک نقطه سیاه به اندازه یک عدس وجود دارد. اگر قبل از شروع به خودهیپنوز با خودکار یا مرکب یک نقطه سیاه روی ناخن شصت پای راست و یک نقطه سیاه روی ناخن شصت پای چپ گذاشته باشید بسیار خوبست و اثر تمرکزی بیشتری دارد، یعنی فکر شما بهتر و بیشتر متمرکز میشود، حالا بمدّت 3تا 5 دقیقه اگر وقت دارید بمدت بیشتری فکرخود را فقط به آن نقطه سیاه روی ناخن متمرکز نمائید، یعنی تصور کنیدکه درحالیکه به پشت دراز کشیده و چشمها را بسته اید مشغول نگاه کردن به آن نقطه سیاه روی ناخن هستید، باید مواظب باشید که فکرشما هیچ جا نرود حواستان پرت نشود، البته در روزهای اول بسیار مشکل است که بتوانید فکرخود را متمرکز کنید، فکرشما از محوطه عمل خارج شده و وارد درگیریها و گرفتاریهای زندگی می شود، یعنی ممکن است درحالیکه شما مشغول فکر کردن به نقطه سیاه روی ناخن خود هستید ناگهان متوجه شوید که دارید، به پول، به زن، به عشق، به کار، به اختلافات و آینده یا گذشته فکر می کنید، درچنین وضعی فوراً باید مسیر فکرخود را مجدداً به نقطه سیاه ناخن بازگردانید، شما هرروز مرتب چندبار با چنین وضعی درجنگ و درگیر خواهید بود تااینکه کم کم باتمرین و ورزش فکر عادت به تمرکز نمائید.    پس از چند دقیقه فکر خود را متوجه ماهیچه شصت پای راست نمائید، تصورکنید که ماهیچه شصت پای شما دارد شل می شود و سلولهای ماهیچه ای از هم دارند باز میشوند، همینطور تک تک انگشتان پای راست را کنترل کنید و تصورکنید دارید تک تک انگشتها را می بینید که آنها دارند شل و راحت میشوند و به حالت استراحت کامل درمی آیند سپس فکرخود را متوجه کف پا و پاشنه پا نمائید، تصور کنید تمام خطوط کف پا را دارید می بینید، این عمل برای تمرکز فکر است. همینطور به مچ پا برسید از مچ پا تا سر زانو فکر کنید، تصورکنید که ماهیچه های ازمچ پا تا سر زانو شل و وانهاده میشوند، ماهیچه های پشت پا کاملاً شل میشوند و به حالت استراحت در      می آیند حالا به سر زانو، به کاسه زانو فکر کنید تصورکنید کاسه زانو را خوب         می بینید و سپس بگذارید فکرتان از سر زانو عبور کرده ماهیچه های ران راست را کنترل کنید خیال کنید ماهیچه های ران راست شما تا انتهای کشاله ران شل میشوند راحت میشوند، وانهاده میشوند به حالت استراحت درمی آیند.   پای چپ و ماهیچه های شکم:     حالا به سراغ پای چپ بروید، دقیقاً مانند پای راست عمل کنید، یعنی ابتدا به نقطه سیاه روی ناخن پای چپ فکرکنید و سپس از ماهیچه شصت پای چپ تا انتهای کشاله ران پای چپ را شل کنید. وقتی رلکس هردو پا تمام شد به ناف خود فکر کنید، تصور کنید ناف شما به چه شکل است و بعد ماهیچه ها شکم را شُل کنید، به اعضای داخلی شکم، روده ها، معده، و سایر اعضاء فکر کنید که همه دارند شل و وانهاده میشوند.   قلب: به قلب خود فکر کنید که دیوارهای آن شل هستند و قلب شما راحت و منظم کار میکند، هیچ فشاری روی قلب شما نیست.   گردن، صورت و سر:حالا به پوست و گوشت گردن خود فکر کنید، خطوط پوست گردن صاف میشوند و سپس به پوست صورت خود فکرکنید،پوست صورت شل و وانهاده میشود لبها شل روی هم افتاده اند، فک پائین شل است، چشمها شُل روی هم افتاده اند خطوط پیشانی صاف میشود، به بیخ گوشها فکرکنید، بیخ گوشها شل میشوند، به فرورفتگی پشت گردن فکرکنید شل و راحت است به گیجگاه ها فکر کنید کاملاً شل و وانهاده هستند.   درضمن رلکس از شصت پا تا فرق سر، روزهای اول ممکن است فکر شما خارج شود، حواستان پرت شود، درحالیکه تا شکم رسیده اید ناگهان می بینید که دارید به موضوع خارجی و گرفتاریهای زندگی فکر می کنید، باید دوباره برگردید، دنباله فکرخود را که تا شکم رسیده اید بگیرید و پیش بروید. شما مانند دوچرخه سواری که روزهای اول نمی تواند، ولی به مرور با تمرین یادخواهد گرفت، شما هم به مرور پس از چند روز یا چند هفته یاد خواهید گرفت که کاملاً فکر خود را متمرکز نمائید و به خوبی هیپنوتیزم شوید. اگر وقت داشته باشید میتوانید عمل رلکس را یکبار هم از سر تا پا انجام دهید. حالا وارد مرحله هفت میشوید.8-                                  تصور پائین رفتن یا انجام کا روزانه:  پس از خاتمه رلکس سعی کنید بمدّت دو تا سه دقیقه بی حرکت عمیق خواب آلود شوید بعداً تصورکنید که از پله برقی یا پله معمولی پائین میروید، یا تصورکنید که در باغ مشغول قدم زدن هستید، یا در دریا و استخر مشغول شنا می باشید، یا مشغول آب دادن گلها هستید، یا مشغول نقاشی هستید، یا مشغول چیدن آجرها هستید، یا مشغول ماشین نویسی هستید، یا مشغول پائین آمدن از هواپیما یا چتر هستید.دراویش نقش بندی به طلّاب خود آموزش می دادند که تصور کنند از چاهی پائین میروند و درانتهای چاه فضای بسیار وسیع و باز و روشنی است، ازهمین دستور دراویش نقش بندی معلوم میشود که کار دراویش فقط یکنوع خودهیپنوتیزم است. به هرحال بهتراست هرکس به هرکاری که عادت دارد همان کاررا تصور کند. اگر نقاش است تصور کند که درحال نقاشی می باشد، به هرحال بهترین تصور آنستکه شما آنرا دوست دارید و از تصور انجام آن خوشتان می آید.این تصور باید 5 تا 10 دقیقه طول بکشد، این تصور به سرعت هیپنوز شما را عمیق میکند، مثلاً اگر تصور کنیدکه از پله برقی یا پله معمولی پائین میروید، ضمن تصور احساس خواهیدکرد که بسرعت خواب شما عمیق میشود، اگر نکات قبلی را صحیح انجام داده باشید و یا اگر جزو "پرتو جویان" بااستعداد باشید تصورشما آنقدر قوی خواهد بودکه درست مثل اینستکه یا خواب می بینید و یا به وضوح همه تصورات مشاهده می گردد.   سکون و بی حرکتی: آنچه هیپنوز شما را عمیق و سنگین خواهد کرد، سکون و بی حرکتی است، از وقتیکه چشمهای شما بسته میشود و رلکس آغاز می گردد باید مانند مجسمه یا گوسفندِ سربریده ای  صددرصد بی حرکت باشید حتی یک موی بدن شما نباید حرکت کند، کوچکترین حرکت انگشت یا مژه باعث خواهدشد که شما ازحالت خلسه بیرون بیائید و حالت خاص خودهیپنوز که عبارت از سبکی یا سنگینی یا        بی وزنی  یا حالات دیگر روانی و عصبی است بهم بخورد، هراحساسی بشما دست داد آن احساس را تقویت ودنبال کنید، اگر احساس کردیدکه درهوا معلّق میشوید این حالت را تقویت و دنبال کنید. پس ازخاتمه تصورات وارد مرحله هشتم میشوید.9-                                  تصور پرواز دست راست یا چپ: دراین قسمت تمام توجه و تمرکز شما متوجه دست راست یا چپتان خواهدشد. به هردست که عادت دارید یا ترجیح می دهید توجه کنید، بدن شما به هیچ وجه نباید تکان بخورد، از ابتداءِ شروع کار هم نبایستی بدن خود را تکان بدهید، هر چه بدن بی حرکت تر باشد زودتر به حالت خلسه در  می آئید.  حالا شما بدست راست خود فکر می کنید، خیال می کنید دست راست شما مانند یک بادکنک سبک است، سبک تر می شود، انگشتان مورمور می شوند، حرکت می کنند، می دانیدکه در روانشناسی اصل اینست که «تصور» ایجاد حرکت می کند، شما هم بدون اینکه دست راست خود را حرکت دهید فقط تصور می کنیدکه دست راستتان حرکت میکند، سبک است، بالا می آید. به مرور خواهید دید که کم کم دستتان حرکت میکند و سبک شده بالا می آید، ممکن است دست شما از آرنج خم شود و انگشتان بطرف سقف عمود بشوند و یا ممکن است دست شما از کتف بالا بیاید و ممکن است درجلسه اول یا دوم یا حرکت نکند و یا جزئی حرکت بکند و یا فقط احساس سبکی کنید، بعضی ها هم احساس می کنند، خیال می کنندکه دستشان بالا آمده، ولی وقتی چشمهای خودرا بازمی کنید می بینید دستتان حرکت نکرده است یا بعکس بعضی ها تصور می کنند دستشان بالا نیامده است در حالیکه دستشان کاملا بلند شده و بالا آمده است.به هرحال اگر دست شما بالا آمد، باید بدانیدکه هیپنوتیزم شده اید، ولی هنوز در درجه اول هیپنوتیزم هستید، بعد تصور می کنیدکه دست شما سنگین است و بطرف زمین می افتد، کم کم دست شما بحالت اولیه در خوهدآمد، یعنی روی تخت یا ملافه یا زمین خواهدافتاد، و حالا بایستی از «خودهیپنوتیزم» بهره برداری و نتیجه گیری نمائید، یعنی بخود تلقین می کنید.10-                               تلقین به خود برای عمیق شدن هیپنوتیزم : بعداز هیپنوتیزم شدن این تلقینات را شروع می کنید: «من هرروز هرلحظه و هرآن ازهرحیث و هرجهت بهتر وبهتر می شوم» جلسه آینده هیپنوتیزم من عمیق تر و سنگین تر خواهد شد» 10 مرتبه این تلقین را انجام می دهید و سپس تلقین بیداری می نمائید.11-         &nbs

/ 0 نظر / 58 بازدید