عاشق بودن

عاشق بودن

عاشق بودن
توانمند بودن در پذيرفتن ايده ها و واقعيت هاي نو است
دانستن آن است که ديگري نيز آن چه که بوده باقي نمي ماند
و تغير آرام آرام او را دگرگون مي کند
عاشق بودن ، بخشيدن تا سرحد فقر است
والاترين هديه ها بين دوستان
اعتماد است و درک نتقابل
اين دو ارمغان عشق اند
عشق ايثار چيزي بيش از تمامي خود است ،
تنها در طلب لبخندي کوچک
عاشق بودن ديدن نه تنها با چشم که با دل است
پرورش بينشي در ژرفاي احساس خود و ديگري است
داشتن درکي نيکو از پيوند ميان دو انسان است
عاشق بودن ، فدا کردن خود به تمامي است
آماده تا بگويي :
اينک من و
دوستت دارم بسيار و بسيار
نداي تمام وجودم
نه اينکه هر دو به رنگي در آيي و هر روز
نوايي دگر ساز کني تا پذيرفته شوي
بلکه چنان تغيير کني تا نور خوبي ها
ظلمت کمبودهايت را بپوشاند

---------------------

خدايا از تو سپاسگذارم

خدايا به خاطر اين که هرگز تنهايم نمي گذاري از تو سپاسگذارم !
خدايا به خاطر اين که هر گاه در جاده زندگي قدم هايم اندکي از راه راست سست مي شود ، تو با تلنگري به راهم مي آوري ، از تو سپاسگذارم !
خدايا ! ممنونم که هر زمان تو را از ياد برده و حضور سبزت را در کنارم فراموش کرده ام با نازل کردن بلايي کوچک مرا متوجه خود ساخته اي تا به ياد آورم که در برابر اراده بي نهايت ، هيچ چيز تاب ايستادگي ندارد !
خدايا ! از اين که مي بينم بزرگي چون تو ، همواره مرا زير نظر دارد و هرگز فراموشم نمي کند ، سخت به خود مي بالم .
خدايا ! با اين که گناه کرده ام ، ناسپاسي نموده ام ، حتي گاهي از رحمت بي کرانت نا اميد شده ام و بنده خوبي برايت نبوده ام ، اما تو مهربان هر زمان که درمانده از همه چيز و همه کس شده ام ، باز هم با آغوش باز پذيرايم بوده اي و در نهايت بزرگواري ، حمايتم کرده اي !
به راستي اي پروردگار زيبا و مهربان در برابر اين همه لطف و بخشندگي تو ، چه مي توانم بگويم ؟
اين همه سخاوت و کرم را چگونه پاسخگو باشم ؟
خدايا ! شماره دفعاتي که در نهايت ناباوري و بهت همگان از راه هاي عجيب و خارق العاده ات در سخت ترين و غير ممکن ترين شرايط ياورم بوده اي ، از حساب بيرون است .
تو خود نيک مي داني که بنده ات جز چيز هايي که تو به او بخشيده اي در چنته ندارد ، پس تمنا دارم در يافتن راه درست زندگي و به دست آوردن شادماني ، عشق ، آرامش و سعادت حقيقي ياري ام کني ، چرا که بدون تو هيچ ندارم و با تو از همگان بي نيازم .
خداي من ، مي دانم که با اين همه ، تو باز هم مرا دوست داري و هميشه و در هر لحظه مواظبم هستي ، زيرا اين حديث قدسي ات همواره در ذهنم طنين مي افکند :
اگر آنان که از من روي برتافتند ، مي دانستند که چقدر مشتاق ديدارشان هستم ، هر آينه از شوق جان مي سپردند .

--------------------------------

چرا ما را آفريدي ؟

مي خواهم در لذت و شادي و رضايت زندگي کنيد .
مي خواهم دست مهر و محبت بر سرتان بکشم .
مي خواهم غرق نعمت هايم بشويد .
مي خواهم وقتي اشتباه کرديد به سوي من باز گرديد و صدايم بزنيد تا شما را در آغوش بگيرم .
مي خواهم سر به دامان من بگذاريد و گريه کنيد تا به آرامش برسيد .
مي خواهم در برابر عظمت و قدرتم به خاک بيفتيد تا با دست خودم بالا ببرنتان .
مي خواهم صداي خنده هايتان را از ته دل بشنوم .
مي خواهم با غرور شما را به فرشتگان نشان بدهم و به آفرينشتان افتخار کنم .
مي خواهم همگي سر سفره من بنشينيد .
مي خواهم همگي با من خريد و فروش کنيد .
مي خواهم همگي به صدايم گوش کنيد .
مي خواهم همگي مرا تماشا کنيد .
مي خواهم همگي برايم آواز بخوانيد .
مي خواهم همگي برايم برقصيد .
مي خواهم همگي مرا در آغوش بگيريد .
مي خواهم برايم کار کنيد تا به شما مزد دهم .
مي خواهم برايم گريه کنيد تا بخندانمتان .
مي خواهم از من بخواهيد تا به شما بدهم .
مي خواهم فقط به ياد من باشيد و فقط مرا صدا بزنيد .
من يگانه کسي هستم که شما را آفريده است .

/ 1 نظر / 66 بازدید
امير.و.م

دوست عزیزم سلام وب بسیار زیبایی داری امیدوارم که موفق باشی ... دوست عزیزم اگر به کلبه حقیرانه من هم سری بزنی از تو ممنون میشوم ... نظرات سبزت را از من دریغ مدار....به سراغ من اگر می آیید.. نرم و آهسته بیایید... مبادا که ترک بردارد... چینی نازک تنهایی من