علم متافيزيک و علوم ماورا الطبيعه (۲)

كالبد اثيري<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />


   انسان از سه بخش جسم، روان و روح تشكيل شده است. روح هستة مركزي وجود انسان و جوهرة اصلي اوست و از حضرت حق منشاء گرفته است(و نفخت فيه من روحي) و به سوي او نيز باز خواهد گشت(انا لله‌ و انا اليه راجعون).جسم ابزار و وسيله‌اي است كه در مدت كوتاه زيستن در عالم فيزيكي در اختيار مي‌باشد و امانتي بيش نيست. روان (کالبد اثیری) نيز بخش حد واسط جسم و روح است، ماهيت جسم و روح بسيار متفاوت مي‌باشد؛ جسم زميني و روح آسماني و تفاوت آنها به معناي واقعي از زمين تا آسمان است، لذا با اين همه تفاوت براحتي نمي‌توانند كنار هم قرار گيرند، مگر آنكه چيز سومي بعنوان حد واسط بين آنها قرار گيرد كه همان روان(کالبد اثیری) مي‌باشد.روح با حواس پنج‌گانه قابل احساس نمي‌باشد و نمي‌توان از طريق ابزار مادي با آن تماس برقرار كرد. براي مثال نمي‌توان روح را ديد و يا لمس كرد، يا نمي‌توان از طريق تلفن و امثال آن با ارواح ارتباط برقرار نمود(حداقل تا امروز)، روح در جسم يكتا بوده، جايگاه مشخص ندارد هر چند اثرات حضور آن در تمام قسمت‌هاي بدن مشهود است، روح قدرت تحريك جسم را دارد و آن را اداره مي‌كند، روح بر جسم آگاهي دارد ولي جسم از شناخت روح ناتوان است، روح بر جسم احاطه كامل داشته، . روح پيش از پيدايش جسم وجود داشته، بعد از مرگ جسم نيز باقي خواهد ماند.


 كالبد اثيري اغلب با هاله اشتباه گرفته مي‌شود. كالبد اثيري مهمترين قسمت و به عبارت ديگر بخش جاودانه وجود ما است. زيرا آگاهي ما در آن نهفته است. هنگامي كه كالبد فيزيكي ما مي‌ميرد، نوسان هاله متوقف مي‌شود. كالبد اثيري جاودانه است، دوره حيات آن حدود 1022سال است، كه تقريباً برابر با طول عمر جهان است. كالبد اثيري، يك توده الكتروني حاوي حدود21 10*4 الكترون است. الكترونهاي كالبد اثيري ما داراي حافظه‌اي با ظرفيت عظيم هستند، و اطلاعات و هوشي را در برمي‌گيرند كه همه‌ي عملكردهاي ذهن و بدن ما را كنترل مي‌‌كند. از جمله‌ي همه فرآيندهاي بهبود را، اينها واقعيت‌هايي هستند كه فيزيكدانان ما اكنون در حال كشف آنها هستند. كالبد اثيري واقعيت وجود ما است. اگر وجود خود را به يك كامپيوتر تشبيه كنيم، كالبد فيزيكي ما سخت‌افزار اين كامپيوتر است و با قسمتهايي مانند حس‌گرها، فرستنده‌ها، گيرنده‌‌ها و بخشهاي كنترل تجهيز شده است، كالبد اثيري الكتروني حاوي نرم‌افزار، حافظه، ذخيره داده‌‌ها و همچنين آگاهي و بالاخره اراده آزادانه كاربر است، كه تصميم مي‌گيرد چه كند.


    كالبد فيزيكي ما واحدي ناقص است و به آساني بيمار مي‌شود، زيرا ما هنوز آگاهي خود را تا حدي تكامل نداده‌ايم كه بتوانيم كالبد فيزيكي خود را بهتر كنترل كنيم. هدف نهايي اين است كه بتوانيم فعاليت هر سلول بدن خود را آگاهانه كنترل كنيم و خصوصاً در هنگام نياز آنها را بازسازي كنيم. در چنين حالتي ما هميشه جوان خواهيم ماند، و قادر خواهيم بود زمان و روش تغيير جسم فيزيكي خود را انتخاب كنيم. همچنين ما خواهيم توانست با آزادي كامل تصميم بگيريم كه در كالبد فيزيكي باشيم( كه به عنوان ابزاري براي كمك به ديگران لازم است )، يا به منبع آگاهي در كالبد اثيري بپيونديم. تصور كنيد كه اين آزادي چه لذت و تفريحي در بردارد. اين يك رؤيا نيست، واقعيت است.


   تنها دو عامل وجود دارد كه مي‌تواند به اطلاعات ذخيره شده در كالبد اثيري صدمه بزند و ما را دچار لطمه‌هاي ماندگار كند: داروها و سر و صداهاي بلند.


 


کالبد عاطفي كه بازتاب كيفيت و شدت عواطف است، به صورت ابرهايي رنگين و متحرك ديده مي‌شود. در هنگام ضربه و شوك به نظر مي‌رسد كه اين بخش ناگهان از وجود ما بيرون مي‌پرد، و نوعي « بي حسي عاطفي » ايجاد مي‌كند، كه به ما فرصت مي‌دهد تا به تدريج خود را با حادثه تطبيق دهيم. كالبد عاطفي كه كالبد اثيري نيز ناميده مي‌شود، جايگاه عواطف ما است. كالبد عاطفي پل بين ذهن و كالبد فيزيكي است. انرژي عاطفي ما بر ترسها، اميدها، عشقها و دردهاي ما حاكميت دارد. كالبد عاطفي، شدت و طبيعت بروز شخصيت فرد را در سطح فيزيكي كنترل مي‌كند. كالبد عاطفي ( كالبد اثيري ) نمايشگر آرزوها، خلقيات،‌احساسات، تمايلات و ترسهاي ما است. « خود » عاطفي، بيان « خود » ذهني ما است. كالبد عاطفي بيان كالبد ذهني است. گرفتگي عاطفي مانع آشكار شدن و شفافيت افكار و خط مشي در كالبد فيزيكي مي‌شود.


کالبد اثيري فاقد شكل ثابت است و از ابرهايي از رنگ تشكيل شده است. وسعت آن تا فاصله‌ي حدود 15 تا 30 سانتيمتر از كالبد فيزيكي است. اين كالبد ما را با بعدهاي بالاتري از واقعيت ارتباط مي‌دهد. اين سطح، راه ورودي سطح اختري است.


 


ساختار آگاهي 


   در سطح بالاتر آگاهي، كالبد اثيري ما با« آگاهي برتر » يا« خود برتر » كه به مراتب قوي‌تر و هوشمند‌تر است، ارتباط برقرار مي‌‌كند. « خود برتر » همه‌ي احساسات ما را دريافت مي‌كند و همه‌ي ادراكات ما را در كل زندگي ذخيره مي‌نمايد. علم پزشكي اين ارتباط را بين كالبد اثيري و خود‌‌برتر، به خوبي ثابت كرده است. اين ارتباط، به صورت يك« تونل » بسيار پر سر و صدا است كه به يك نور بي‌نهايت درخشان( خود‌برتر ) ختم مي‌شود. وقتي ما مي‌ميريم كالبد اثيري ما( كه خود واقعي ما است ) از اين تونل عبور مي‌كند و ما با رسيدن به نور درخشان، به سعادت كامل و آگاهي مطلق دست پيدا مي‌كنيم. اين نور درخشان راه ورودي هسته‌ي خود برتر ما است. افراد بسياري كه يك« مرگ باليني » را تجربه كرده‌اند، اين ارتباط را با جزئيات كامل توصيف كرده‌اند. اين تجربه چنان عميق، كامل و گيراست و چنان با زندگي روزانه ما متفاوت است، كه وقتي باز مي‌گرديم بيشتر آن را فراموش مي‌كنيم، همانطور كه رؤياهايمان را از ياد مي‌بريم. خود برتر داراي 9 طبقه است، كه هر يك قوي‌تر و روشن‌تر از قبلي است.


   روشنايي« خودهاي برتر » و صداي تونل‌هايي كه به آنها ختم مي‌شوند، مربوط به گفتگوهاي روحاني بي‌شمار و ديرين، و به عبارت ديگر « نور و صداي آفرينش » است. بهترين فيزيكدانان ما قبول دارند كه هر چيز در جهان، تنها يك نوسان است.



   هدف بسياري از تمرينهاي مدي‌تيشن و يوگا، رسيدن به نور و سعادت ( نيروانا، سامادهي،) آگاهانه در هنگام زندگي است. اگر بتوانيد بارها در طول زندگي خود به اين« آگاهي برتر » حتي به مدت چند ثانيه دست پيدا كنيد، از تيرگي جهل رهايي پيدا مي‌‌كنيد. شما شروع به درك چيزهايي مي‌كنيد كه هرگز قادر به درك آنها نبوده‌ايد. اغلب پس از تماس مستقيم با  « خود‌برتر » شيوه‌ي زندگي گذشته ديگر براي شما جاذبه‌اي ندارد. پيروي از عادات، آداب و شيوه‌ي زندگي ديگران و وابستگي به ماديات، از آن پس براي شما بي‌معنا مي‌شود. روح شما، كاملاً بيدار مي‌شود.



چاكرا


در بدن انسان صدها نقطه‌ي تمركز و تجمع انرژي وجود دارند. نقاطي كه از طريق آنها انرژي به بدن وارد يا خارج مي‌شود، چاكرا نام دارند.چاكرا يك واژه‌ي سانسكريت به معناي « چرخ گردنده » يا « ديسك چرخنده » است. اين ديسكهاي نور، گردابهايي از انرژي ضربان‌دار هستند كه درون كالبد فيزيكي و كالبدهاي نامرئي هاله نفوذ مي‌كنند و انرژي حياتي را به آنها انتقال مي‌دهند ( انرژي اتري كيهان و انرژي زميني براي تغذيه و نگهداري كالبد فيزيكي ). اين گردابهاي انرژي چرخنده، جايگاه شعور، آگاهي روحي، شهود و تكامل معنوي هستند.


اگرچه هاله انسان حاوي صدها چاكراي فرعي و حداقل 12 چاكراي اصلي است، تمركز ما بيشتر روي 7 چاكرا از 12 چاكراي اصلي است: چاكراي ريشه، چاكراي طحال، شبكه‌ي خورشيدي، چاكراي قلب، چاكراي گلو، چشم سوم، و چاكراي تاج. علت توجه به اين چاكراها اين است كه اينها اساساً با وضعيت فيزيكي ما و سطوح بالاتر آگاهي در ارتباطند. هفت چاكراي اصلي در راستاي نخاع قرار گرفته‌اند. اين گردابهاي انرژي با يك خط انرژي به نام ساشومنا كه از مركزنخاع مي‌گذرد، اتصال دارند. در راستاي خط ساشومنا، دو كانال انرژي به نام آيدا ( زنانه ) و پينگالا ( مردانه ) قرار دارند، كه در هم تابيده شده، مانند شكل 8 چاكراها را در برگرفته‌اند و در بدن از ناحيه‌ي پرينه تا فرق سر امتداد دارند.


در سطحي نامحسوس‌تر چاكراها به عنوان گذرگاههاي انرژي، به بعد متفاوتي از آگاهي عمل مي‌كنند، بعدي كه وراي دنياي سه بعدي ما است. هر چاكرا به عنوان يك مركز مستقل آگاهي عمل مي‌كند و بخشي ضروري براي تكامل معنوي ما است. همه‌ي احساسهايي كه در زندگي تجربه مي‌كنيم، همه‌ي افكار و همه‌ي احساسات ما، از جمله تلخ‌ترين خاطراتمان، در جايگاههاي ويژه‌اي در چاكراها و سيستم هاله‌اي يافت مي‌شوند. اين موضوع شامل همه‌ي تجربيات متافيزيك ما در سطوح اختري در حين رؤياهايمان نيز هست. اگرچه هر چاكرا به عنوان يك مركز مستقل آگاهي عمل مي‌كند، همه‌ي چاكراها به هم مربوطند و سيستم يكپارچه‌اي را تشكيل مي‌دهند كه ذهن، بدن و روح را به هم ارتباط مي‌دهد. هدف اصلي از شناخت و كار با چاكراها كسب تكامل و يكپارچگي دروني است. به اين ترتيب ما بين جنبه‌هاي مختلف آگاهي خود، از فيزيكي تا معنوي، يك همبستگي هارمونيك برقرار مي‌كنيم. در نهايت ما در مي‌يابيم كه جنبه‌هاي مختلف وجود ما ( فيزيكي، عاطفي، ذهني و روحي ) همه با هم كار مي‌كنند و هر جنبه بخشي از يك مجموعه كامل است.


موضوع مهمي كه بايد درك كنيم، اين است كه چاكراها گذرگاههاي آگاهي ما هستند. چاكراها گذرگاههايي هستند كه از طريق آنها نيروهاي عاطفي، ذهني و روحي جريان يافته، به صورت فيزيكي بيان مي‌شوند.


انرژي ايجاد شده بوسيله‌ي افكار و عواطف ما، از سيستم چاكراها عبور كرده، در سلولها، بافتها و ارگانها توزيع مي‌شود. درك اين فرآيند به ما بصيرتي مي‌دهد كه دريابيم چگونه خود ما بر وضعيت جسم، ذهن و شرايط زندگيمان تأثير مي‌گذاريم.




/ 15 نظر / 47 بازدید
نمایش نظرات قبلی
rouzbeh

به اصل دچار شکم ..چه برسه به اين مسايل پيچيده اش

بهاره مکرم

سلام مطالب جالبی نوشتين هنوز وقت نکردم کامل بخونم ...ممنونم که آدرس اينجارو برام گذاشتی موفق باشی

Saeed

امير خان سلام. اين متنی که نوشتی برام جالب بود چون من هم سالها پيش به همين چيزها معتقد بودم. به سپاس زحماتت يه چيزی رو ميخوام بهت بگم: اگر شيفته حقيقتی بپژوه ولی اگر در طلب آسايشی ايمان بياور (فردریش نیچه). با این مقدمه این رو می خواستم بگم که برای موضوعی که بیان کردی اثباتی وجود نداره. البته من شخصا اونو رد نمی کنم چون دلیلی هم بر رد اون ندارم. در زمینه متافیزیک یه عده آدم زرنگ حرف هایی میزنن که هیچ اساسی نداره و بعد با طرح این مطلب که متافیزیک رو نمیشه حس کرد و سنجید راه بر رد متافیریک رو می بندن. (مثلا یه روز یه نفر از ملا میپرسه که وسط دنیا کجاست ؟ ملا میگه همینجا که من وایسادم ... باور نداری خودت اندازه بگیر). من خودم دکترای مخابرات دارم. اگر واقعا متافیزیکی هم وجود داشته باشه بر ابعاد ما نرمال هستش (اگه نبود می تونستیم اندازه بگیریم) بنابراین هیچ حس و توصیفی راجع به متافیزیک برای ما ممکن نیست. یا حق -سعید

امير

در مورد متافيزيک بگم که واقعا حقيقت داره.من خودم شخصا ايمان دارم که مسايلی مثل عالم ارواح(عالم ذر).عالم برزخ.روح .روان(کالبد اثيری).جسم.آينده نگری.حس ششم.تله پاتی.طی الارض(سفر روح وجود دارد. من که ميدونم ميشه با افزايش اگاهی روح را در کمتر از يک لحظه به هر کجا که بخواهيم جابجا کرد.دليلش هم اينست که مثلا در مخابرات: در گذشته برای ارسال پيام از سيم تلفن استفاده ميشد که سرعتش خيلی پايين بود.ولی الان با فيبر نوری که محصول پيشرفت آگاهی و دانش است ميتوان با سرعت بالاتری پيام را مخابره کرد! يکم فکر کنيد و اينو ربط بدين به افزايش آگاهی خودمون و پرواز روح خومان.شايد نتونستم خوب توضيح بدم.فعلا بای.

farhad

سلام امير جان . خوشحالم که اتفاقی با وبلگ شما آشنا شدم . من هم همچون شما در اين زمينه دستی بر آتش دارم و دارم تحقيقاتی رو هم انجام ميدم . به وبلاگهای ۵ گانه من سر بزن . اين آدرس وبلاگهای من به نامهای . نيروی حيات ( پرشين بلاگ ) - نيروی حيات ( کاسپين بلاگ ) - نيروی حيات ۲ ( پرشين بلاگ ) - مديتيشن ویپاسانا - درس زندگی است که ذيلا می بينی :www.esfarhad1000.persianblog.ir و www.ef.caspianblog.com و www.pranic.persianblog.ir و www.vipassana.persianblog.ir و www.sfarhad.persianblog.ir ........ يا حق ....... فرهاد ... راستی من تا يک هفته نيستم ولی پيامهای دوستان رو حتما چک می کنم زود به زود . موفق و سربلند باشی

hadighe

فقط ميتونم بگم ممنون از اين همه زحمتی که مبذول داشته ايد. در اين سايتهای مسخره امروزی واقعا گل کاشتيد. خوشحال ميشم اگه بتونم بهتون کمک کنم اگر خواستيد تماس بگيريد.

yuga

به نام خدای شیوانا اهالی محترم یوگا شمارابه دیدن وبلاگ فرزندکوچکتان دعوت می کنم باشدکه موردقبول شما پیروان راستین یوگا وراه هدایت وشادابی قراربگیرد من مطمئنم که درآینده ای نه چندان مردم راهشان را به سوی یوگاپیداخواهندکرد ویوگاعالمگیرخواهدشدودیگرکسی نیست که بایوگاآشنایی نداشته باشد واین وظیفه خطیردرایران به عهده شما پیشقا متان رهایی وآزادی درراه یوگا خواهدبودواساتیدبزرگ به شمافرزندانی چنین افتخارخواهندکرد به قول اهالی یوگا.......................:برکت باشد http://www.yuga.blogfa.com/ newyuga@yahoo.com

ياسمن

خيلی دير وبلاگت رو پيدا کردم . ديگه آپ نمی کنی؟

فاطمه

من ازمشتری های همیشگیتونم چون دراین زمینه کمی تبحر دارم میدونم باور نمی کنین ولی حقیقت داره اگرچه دیدن هاله ها خیلی سخته ولی امکان داره منتظر نظرتون هستم

فاطمه