حضرت دوست

 سلام به دوستای گلم. ممنون از دوستايی که بهم لطف دارن و برام شعر و مطلب می فرستند.اگه مطلبی داشتين بفرستين که پس از بررسی( که ببينم در محدوده وب نوشت می گنجد) قرار می دهم.اگه تند تند بهم سر بزنيد منم زودتر آپ ديت می کنم.يکی از مهم ترين اهداف من بيدار شدن دلها برلی دوستی بهتر با خداست.پس بياييم خدا جون رو بهتر بشناسيم.

                                                ************

و حالا شعری که يکی از خوانندگان وب نوشت نيلوفر آبی فرستاده:

 حضرت دوست

در زدمو گفت: کيست؟ گفتمش دوست، دوست

گفت درآن دوست چيست؟ گفتمش اي دوست، دوست

گفت اگر دوستي،هست چه دراين پوست؟ دوست که در پوست نيست؟گفتمش اي دوست، دوست

گفت در آن آب وگل ديده ام از دور دل او به چه اميد زيست؟ گفتمش اي دوست،دوست

در چو برويم گشود جمله ي بود و نبود ديدمو، ديدم يکيست. گفتمش اي دوست ، دوست

فرستنده: سپيده از اصفهان

                                  *************************

آرزوی سبز

تمام آرزوهايم روزی سبز می گردد که يک شب بگويی دوستم داری ميدانم

غروب آخر شعرم پراز آرامش درياست و من امشب قسم خوردم تورا هرگز نرنجام

به جان هرچی عاشقه توی اين دنيای پرغصه است قدم بگذار.در کوچه های قلب ويرانم

بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد.دعا کن بعد ديدارت باشد وقت پايانم.

فرستنده: سپيده از اصفهان

                ----------------------------------------------------------------

 

امـضــــا کــنيــد

 

 

/ 5 نظر / 39 بازدید
najmeh

سلام..اوووول..خوبی..اول که ممنون از لينک..دوم ايول به آلبومی که گذاشتی...سوم شعر رويای سبز قشنگ تر از دوست دوست بود...

jingoole

سلام . خيلی دير باز شد . اما ارزش داشت . اميدوار هستم موفق باشی امير جان ...

darya

سلام زيبايی هميشه دل نشينه .آزاد باشس آپ ديتم بيای خيلی خوش حال می شم

امير

ديگه دير باز نميشه .چون اسکریپی که برای حذف تبليغات پرشين بلاگ گذاشته بودمو برداشتم.!!!!!!

علی خسته

هچکس جواب مارا نداد