خودهیپنوتیزم ازطریق هندی (یوگا) – بخش سوم

خودهیپنوتیزم ازطریق هندی (یوگا) – بخش سوم:

ادامه درس اولِ  هاتا یوگا

(یاما)

یوگی ها به پنج عامل اشاره می کند، که عاشق و طالب یوگا بایستی قبل از شروع از نقطه نظر فکری و ذهنی نیز آماده باشد، شاید در آن موقع یوگی ها نمی دانستند که رعایت اخلاقیات چشم پوشی از برخی خواسته های دل از نظر علمی ایجاد تمرکز در شعور باطن یا ناخودآگاهی می نماید، عرفا و یوگی ها بیشتر ازنقطه نظر مذهبی و نزدیکی به خدا و دارا بودن ثواب اخروی و اجرای مقررات اخلاقی و اجتماعی را خواستار می شدند. ولی چشم پوشی و صرف نظر کردن از تمایلات و شهوات صرف نظر از جنبه های مذهبی، ازنظر علمی ایجاد تمرکز در ناخودآگاهی می نماید. پنج عامل به قرار زیر است:

 

1-                   آهیمسا (عدم تشدد، ستم نکردن، بی آزاری)

2-                   ساتیا (راستی و صداقت داشتن)

3-                   آستیا ( دزدی نکردن، امانت و درستی)

4-                   برهماکاریا (پاکدامن و عفیف بودن)

5-                   اپاری گراها ( قبول نکردن چیزی از کسی)

 

    اول- آهیمسا (ستم نکردن و بی آزاری) : ظلم و ستم به علت تمرکزی است که شخص برای جلب منفعتی دارد، این جلب منفعت ممکن است مادی یا معنوی باشد، مثلا برای بدست آوردن پول ، اموال یا عشق زنی ظلم و تعدی صورت گیرد. در هرحال از نقطه نظر علمی ستم و ظلم کردن درضمن اینکه فکر را به خود مشغول می کند، عادت فکری نیز ایجاد می نماید و در نتیجه شخص ظالم از رسیدن به تمرکز درونی و شعور ناخودآگاه دور می ماند، هریک از افکار انحرافی نظیر ظلم و ستم، تخطی و تجاوز به حقوق دیگران، و نظایر آنها شعور ناخودآگاه را به خود مشغول می دارد و شخص قادر نیست به تمرکز فکر مطلق برسد این قبیل افکار همان حجاب هائی هستند که عرفا می گویند، تا این حجابها ازبین نروند نور حقیقت ظاهر نخواهد شد. از نقطه نظر مذهبی علما مخالف هرنیّت، فکر، گفتار و عمل نادرست هستندکه آن مانع نزدیکی به خدا است.

     دوم- ساتیا ( صداقت داشتن) : ازنظر مذهبی، این اعتقاد وجود داشته است که صداقت نداشتن، راست و درست نبودن، گناه است و مانع نزدیکی به خداست، ولی از نظر علم روانشناسی صداقت نداشتن مانع آرامش و تمرکز فکر در شعور ناخودآگاه  می شود.

    سوم- آستیا ( دزدی نکردن، امانت و درستی) : خصلت طمع کاری ممکن است منجر به دزدی شود و عوامل مختلف ممکن است باعث دزدی شود، احتیاج و نابسامانی، وضع اقتصادی ناشی از عدم توزیع صحیح ثروت در اجتماع که طبقه غنی و فقیر را بوجود می آورد، بیماری روانی خاص که شخص از دزدیدن لذت می برد، مثلا شخصی که در طفولیت تحقیر شده ناخودآگاه بیندیشد که دزدی کردن دلیل شجاعت، جرأت و قهرمانی است.

     از نقطه نظر «خودهیپنوز» و عرفان، دزدی یکی دیگر از عواملی است که مقداری از انرژی روانی را متوجه خود می کند و در نتیجه میزان تمرکز فکر در ناخودآگاه کاهش می یابد و شخص عاشق خودهیپنوز و عرفان برای رسیدن به تمرکز فکر مطلق  به اجبار باید افکار دزدی یا عادت دزدی را از خود دور کند.

     از نقطه نظر مذهبی دزد گنهکار است، ازنقطه نظر اجتماعی و حقوقی هم دزدی آسایش عمومی را سلب می کند.

    دزدی نکردن یکنوع تمرین و ورزش روحی و روانی است که اراده را نیز تقویت   می کند، از بایزید بسطامی پرسیدند تو چه کردی که یه این مقام رسیدی؟ جواب داد: هرکاری که دلم می خواست برخلاف آن رفتار می کردم.   وقتی شخص از انجام کاری خودداری می نماید بطور فوق العاده و زیادی نیروی درونی و روانیش تقویت، اراده اش قوی، فکرش متمرکز و قدم به قدم به حالت خودهیپنوز یا خلسه و جذبه عرفانی نزدیک می شود.

    چهارم- برهماکاریا (پاکدامن و عفیف بودن) : معنی و مفهوم عفت و پاکدامنی چیست؟ آیا عفت و پاکدامنی فقط خودداری در مقابل شهوات جنسی است یا شامل انواع شهوات نیز می شود؟ آیا معنی عفت پاکدامنی اینست که غریزه جنسی خود را که یکی از موهبت های الهی است بایستی از کار انداخت و غریزه جنسی خود را سرکوب کرد؟

     خداوند هم برای لذّت حلال از این پدیده و نیز برای تولید نسل ( لذّت داشتن فرزند) چنین نیروی عظیمی را در انسان قرار داده است، و باید در مسیر صحیح هدایت شود و بطور صحیح، مشروع و قانونی استفاده گردد. اثرات روانی لذّت حلال از این غریزه(ازدواج) و اثرات مخرّب لذّتهای نامشروع و حرام آن از نظر علوم روانشناسی به اثبات رسیده است.

         هم اکنون در اجتماع خیلی کم هستند جوانان که معتقد به خودداری هستند و آنها هم متأسفانه از راه غیرطبیعی دفع شهوت می کنند. بهرحال هرجوانی که ازدواج نکرده اگر بخواهد این قسمت از یوگا را به نام عفت و پاکدامنی می باشد حل کند راه حلش اینست که تا جائیکه می تواند تمایلات خود را ارضاء ننماید و در صورت داشتن امکانات لازم زودتر ازدواج کند و خود را از فسق و فساد و گناه برهاند، ( همانطور که در اسلام داریم ازدواج نیمی از دین و ایمان است). زیادشدن سن همراه با تمرینات یوگا و خودهیپنوتیزم چقدر به انسان آرامش می دهد، آرامشی بعد از طوفان.

    همانطور که با ماهها تمرین می توانید ورزشی یا فنی را یاد بگیرید، همانطور هم     می توانید کم کم و به مرور تمرین کنید که با تمایلات خود بجنگید و به مرور عادت کنید که انسانی فوق العاده و با اراده شوید.

    پس عفت و پاکدامنی را میتوان اینطور خلاصه کرد:

    1. برخی ها به مقتضای سن و ساختمان خاص مغزی و عصبی میتوانند راحت و بدون زجر و فشار باتمایلات خود از جمله شهوات خود مبارزه کنند و عفیف و پاکدامن باشند.

    2. برخی دیگر که ناخودآگاه آتشین مزاج و شهوانی هستند می توانند:

    اول- فقط یک نفر را دوست داشته باشند، البته آنهم ازطریق مشروع(ازدواج).

    دوم- خود را بی اراده در آغوش تمایلات رها نکنند، بلکه  گاهگاهی مبارزه نمایند، اراده کنند، تمرین کنند، که درعین عاشق بودن آرامش داشته باشند، خونسرد و        بی تفاوت باشند، هنگام انتظار  عصبی و آشفته نشوند، به هنگام بی وفائی و گریزپائی و بوالهوسی معشوق گریان و نالان نشوند خونسرد و بی تفاوت از کنار چنین عشق و معشوق عبور کنند و انگار که سالها است فراموش کرده اند.

    چرا باید عفیف و پاکدامن بود؟

    درباره علت عفیف و پاکدامن بودن میتوان از چند جهت بحث کرد:

1.                 از نقطه نظر مذهبی

2.                 از نقطه نظر اجتماعی، فواید و مضرات اجتماعی

3.                 از نقطه نظر علمی در جهت روانی و خودهیپنوتیزم.

 

    برای رسیدن به «خودهیپنوتیزم» عمیق باید تمرکز فکر داشت و شخص عاشق هم نمی تواند در خود تمرکز فکر بوجود آورد، درنتیجه به مرحله عمیق خودهیپنوتیزم یا عرفان نخواهد رسید.

    در ضمن، مبارزه با تمایلات، ورزش و تمرین بسیار خوبی برای کسب قدرت اراده است، کسی که تمرین رزم یا تمایلات و شهوات می کند، به سهولت می تواند به آرامش عمیق روانی برسد، اضطراب، افسردگی، پریشانی، بی خوابی، سر درد، غم وغصه به سراغش نخواهد آمد، در عوض می تواند اراده ای قوی، مغزی متفکر و متمرکز، حافظه ای نیرومند، روانی همیشه شاد و خرسند داشته باشد، موانع و مشکلات زندگی را براحتی و بدون رنج میتواند تحمل کند. چرا؟ برای اینکه ورزش و تمرین کرده است که درمقابل تمایلات و شهوات خود مقاومت کند، آرامش داشته باشد، لذا به همین دلیل  می تواند درمقابل هرنوع ناملایماتی آرامش داشته باشد.

 

    5- اپاری گرافا ( از کسی چیزی قبول نکنند) : اپاری گرافا، ترک و نیستی، چیزی از کسی نخواستن و اگر ناخواسته آورند نگرفتن است، قبول کردن هدیه، انعام، تعارف، رشوه، هبه، عطا و کادو و نظایر آنها، ضمن اینکه ایجاد عادت و نورز     می نماید، تمرکز فکر را از درون متوجه خارج می نماید، درنتیجه شخص به حالت خلسه عرفانی یا لااقل «خودهیپنوز عمیق» کمتر میرسد.

    عاشق خودهیپنوز باید برای متمرکز بودن شعور ناخودآگاه خود بتواند دست از مادیات ظاهر زندگی بشوید، مگر اینکه هدف خاص و مفید اجتماعی داشته باشد.

/ 1 نظر / 53 بازدید
افشين

سلام دوست عزيز ببخشيد دير سر زدم من وب شما رو لينک کردم