خلوت دل

(( خلوت ))

كاش درخلوتم امشب،تو فقط بودي ومن

اگر از اين دل پر تب، تو فقط بودي ومن

كاش حتـــــي دو ملك را، زبرم مي بردي

در حرمخانه ام امشب،تو فقط بودي ومن

من هم،از سيــنه دل هرزه بـرون ميكردم

اين دل ص دله، يارب! تو فقط بودي ومن

كاش هنگام دعا، لب زميـان بر ميخاست

بي ميانجيـگري لـب، تو فقط بودي و مـن

واژه،درمطلـب دل، واسطه خوبي نيست

كاش،بي واژه ومطلب، توفقط بودي ومن

واژه نامحرم ودل هرزه ولب بيگانه اسـت

كاش بيواسطه،هرشب،توفقط بودي ومن

روزها،كـاش نبـودند و همه دم شـب بـود

شب بي اختروكوكب،تو فقط بودي و من

فاش گويم غم دل : كاش خدايا : دا‌‌يــــم

من بدم از تو لبالب، تو فقط بودي ومـــن

***

/ 1 نظر / 48 بازدید
رزان

سلام ممنونم از شعر قشنگ تون من شش سال دنبال اين شعر ميگشتم مرسي