حکايت...

 


روزی عیسی برای شاگردانش مثلی آورد تا نشان دهد که لازم است همیشه دعا کنند و تا جواب دعای خود را نگرفته اند ؛ از دعا کردن باز نایستند .

پس. چنین فرمود : در شهری یک قاضی بود که نه از خدا می ترسید نه توجهی به مردم داشت . بیوه زنی از اهالی همان شهر ؛ دائما نزد او می آمد و از او می خواست که به شکایش علیه کسی که به او ضرر رسانده بود ، رسیدگی کند . قاضی تا مدتی به شکایت او توجهی نکرد . اما سرانجام از دست او به ستوه آمد و با خود گفت : با اینکه من نه از خدا می ترسم نه از مردم ، اما چون این زن مایه دردسر من شده است ؛ بهتر است به شکایتش رسیدگی کنم تا این قدر مزاحم من نشود .

آنگاه عیسای خداوند فرمود : ببینید قاضی بی انصاف چه می گوید! اگر چنین شخص بی انصافی راضی شود به داد مردم برسد ، آیا خدا به داد قوم خود که شبانه روز به درگاه او دعا و التماس می کنند ؛ نخواهد رسید؟

یقین بدانید که خیلی زود دعای ایشان را اجابت خواهد فرمود .


اما سوال اینجاست که وقتی من ، مسیح به این دنیا بازگردم ؛ چند نفر را خواهم یافت که ایمان دارند و سرگرم دعا هستند؟


برگرفته از سايت (( شرح))

/ 0 نظر / 39 بازدید