نکات جالب و خواندنی

مژده وصل تو کو کزسر جان برخیزم     طائر قدسم ازدام جهان برخیزم          <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

  توصیفی ازحقیقت متناقض ارائه می کند:Ram Dass

           حقیقت متناقض دراین است که به مجردآنکه ازچیزی دست بکشید بیشترازآن نصیب می برید

           و هرچه بی اعتناتر باشید سهم شما افزونتز می شود.هرچه بیشتر وسوسه کسب قدرت داشته

           باشید کمتربه آن دست می یابید.اما در لحظه ای که آن را نمی خواهید نیرومندتر می شوید، به

           میزانی آنچنان زیاد که درخواب هم نمی دیدید.

 

ویلیام جیمز گفته است:

           مرزهای گسترده تر هستی مابه فراسوی عالم مرئی گسترش می یابد.ابعاد بزرگتری اززندگی

           وجود دارند که بسیارعظیم تر ازجهان مرئی هستند. می توانید آنرا به هرنامی که می خواهید

           بنامید، عالم عرفان، تصوف، ماوراالطبیعه یاهرچیزدیگر. هرچیزهست ما دراین جهان مرئی

           به آن تعلق داریم واگربه آن مربوط و متصل شویم شخصیت محدود مارا متحول و افق دیدما

           را بازتر می کند و ازما انسانی نوین می سازد.

 

 در رومن پند می دهد:Paul همچنین

           هرگزبه این جهان خاکی دل نبندید.با تازه کردن دلهای خود از جسم مادی بیرون آیید و به نیکی ها

           روی آورید، به آن چیزهایی که به قلوب روشن راه می یابد پناه آورید، به آنجاکه کمال مطلق است

           یعنی درگاه خداوند.

آدمی درعالم خاک نمی آید به دست    آدمی دیگر بباید ساخت و ز نو آدمی

-------------------------------

    ذهن شما همه تصاویر ذهنی راکه برگزیده اید انبار می کند ورفتار روزمره شما اطاعت دستورات صادره ازسوی  افکار شماست.

   محال است انسان بدون آنکه ابتدا فکری درسر داشته باشد دارای احساسی باشد.رفتارهای شما ناشی ازاحساسهای شماست و احساسهای شما به نوبه خود ناشی ازافکار شماست و لذا آنچه را باید تغییر دهیم افکار ماست و نه رفتارهای ما؛ افکارما یعنی آنچه درضمیر آگاه ما نقش بسته و رفتارهای ماازآن ناشی می شود.اگر افکارما درست نماینده همان چیزهایی باشدکه واقعا و اصالتا خواهان آن هستیم احساسهای درست ومناسب و در پی آن رفتارهای دلخواه ما خود به خود بروز میکنند. به این مطلب ایمان بیاورید تادرستی آن را با چشمان خود ببینید.

/ 2 نظر / 37 بازدید
zahra

هرگز مگو که دست هایم را لا به لای جلد کتاب های کهنه گم کرده ام. هرگز به لب میاورکه رگ های دستانم چون جاده های پیچ در پیچ به هیچ می رسند. مگو که قلم در دست هایم کمر خم کرده وانگشت هایم پیر شده اند، /سلام مهربون/من با دست های تو آپم ومنتظر حضور گرمتون/موفق باشيد

mehdi

sallam jaleb bud