او را می شناسي؟

او را مي شناسي؟ همان را مي گويم که وجودت مديون اوست.
او بيمار است . او در رنج است . او از ثمره هاي وجودش در رنج است .
من ميدانم . او هيچ نمي گويد اما از نگاهش قلبش را مي توان خواند .
چشمانش رازدار خوبي نيست .
هيچ کار از من برنمي آيد . او به شما دلبسته است .
قدرش را بدانيد .
بيشتر قدرش را بدانيد .
قلبش شيشه است اگر بشکند
lsepia-mother.jpg
... شناختيش ؟ مادرت را مي گويم .

/ 1 نظر / 43 بازدید
!!!!!!!.......... maeym

به قول ما لوتياااااااا: رفيق بی کلک مادررررررررر.سلطان غم مادررررررررررررر.کبوتر بچه ای بودم مادرم .............اره داداش اينه غم نومه ی ما. عزت زياد