علم متافيزيک و علوم ماورا الطبيعه (۱)


حضرت علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايند:«هركه خدا را شناخت تنها شد. هر كه خود را شناخت مجرد شد، هر كه دنيا را شناخت از آن دل كَند، هر كه مردم را شناخت تنهايي گزيد.»<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />



مقدمه


   متافيزيك به تعبير ابن‌سينا مجموعه‌اي از حكمت ماقبل‌الطبيعه و مابعد‌الطبيعه مي‌باشد، همچنين ابعاد غيرفيزيكي و ماورائي انسان را نيز شامل مي‌شود كه با حواس پنج‌گانه قابل احساس نمي‌باشد ولي با حواس برتر مي‌توان آن را ادراك كرد. امروزه در قرن جديد و در هزارة سوم، متافيزيكيكي از حكمتهاي مورد توجه بسياري از افراد در سراسر جهان است. در ايران نيز مشاهده مي‌شود كه افراد بخصوص جوانان به آن توجه دارند؛ استقبال فراوان از كتابهايي كه در اين زمينه منتشر مي‌شود و يا سمينارهايي كه در اين مقوله برگزار مي‌گردد مبين آن است. متــافیزیک پيرامون تله‌پاتي، سفرروح، سايكومتري، هاله‌شناسي، پيشگويي، كف‌شناسي، حسس‌ششم، هيپنوتيزم، انواع مراقبه، روح و روح‌شناسي، روح‌پزشكي، ارتباط با ارواح، مرگ، جن و جن‌شناسي، ارتباط با جن، نيروهاي غيرفيزيكي(نيروهاي رواني، فرارواني و روحي)، نقش ماده، انرژي، مكان و زمان در فيزيك و متافيزيک، مــــــی بــاشــد.


در قرآن كريمبه كرات پيرامون جن، روح، مرگ، عالم ذر، عالم برزخ، معاد و امثال آن صحبت شده است، كه همگي مقولات مربوط به متافيزيك است. اسلام ناب محمدي در هيچ جا متافيزيك و فراروانشناسي را انكار نكرده است. فقط در برخي موارد رفتن به سوي آن و يا استفاده از آن را نهي نموده است و آن هم به دليل خطراتي است كه براي فرد يا جامعه دارد:


1- تله‌پاتي: كه عبارت است از ارتباط بين دو ياچند نفر بدون استفاده از حواس پنج‌گانه و با استفاده از نيروي فكر.


 2- سفر روح: كه عبارت است از خروج اختياري روحاز بدن و بازگشت اختياري آن به بدن.


 3- سايكومتري: كه عبارت است از سنجش و استخراجخاطرات ثبت شده در اشياء بي‌جان.


۴- هاله شناسي: كه عبارت است از بررسي انرژيهايلطيف و ظريف اطراف بدن انسان كه منشاء آن جسم، روان و روح بوده و با حواس پنج‌گانهقابل احساس و ادراك نمي‌باشد و همچنين چگونگي انتقال و تبادل اين انرژيها بينافراد(ارسال و دريافت آن).


5ـ هالة نوراني: كه عبارت است از انرژيهاي لطيف و ظريف اطراف بدن انسان كه منشاء آن جسم، روان و روح بوده و با حواس پنج‌گانه و در حالت عادي قابل احساس و ادراك نمي‌باشد، همچنين ارتباط هالة نوراني با بهداشت و سلامت جسم و روان.


6- پيشگويي: كه عبارت است از تلاش جهت كسباطلاعات و اخبار در مورد آينده با استفاده از روشهاي مختلف.


7ـ كف شناسي: كه عبارت است از بررسي و مطالعه خطوط كف دست و ارتباط آنها با خصوصيات جسمي، رواني و روحي فرد و ارتباط اين خطوط با سلامت انسان و بعضاً ارتباط آن با برخي از وقايع آينده.


8ـ حس ششم: كه عبارت است از دريافت برخي اطلاعات و احساس برخي چيزها بدون استفاده از حواس پنج‌گانه.


9ـ هيپنوتيزم: كه عبارت است از قرار گرفتن فرد در وضعيت خاصي كه ناخودآگاه او فعال شده و در حالت تمركز ذهن قرار مي‌گيرد


10ـ خود هيپنوتيزم: كه عبارت است از قرار گرفتن در حالت خاصي از تمركز به منظور خود تلقيني براي تقويت محاسن و تضعيف معايب.


11ـ مراقبه(مدي‌تيشن): كه عبارت است از توجه و تمركز بدون تلاش بر يك موضوع خاص ديداري، شنيداري، گفتاري، فكري و قلبي به عنوان ابزاري براي درك و احساس جهان هستي و رهايي موقت و محدود از دنياي فيزيكي و مسائل و مشكلات آن و سوق دادن توجه و تمركز به درون.


12ـ مراقبة ديداري: كه عبارت است از قرار گرفتن جسم در يك وضعيت بي‌حركت و تمركز بر يك منظره و يا تصوير و ثبت آن در ذهن و سپس بستن چشم و تجسم آن منظره و يا تصوير و تداوم اين كار به منظور رها شدن از دنياي فيزيكي و فراموش كردن آن و درك و احساس تمام جهان هستي.


13ـ مراقبة گفتاري: كه عبارت است از قرار گرفتن جسم در يك وضعيت بي‌حركت و تكرار يك كلمه و يا عبارت مقدس به زبان و يا به دل همراه با تمركز برآن.


14ـ مراقبة شنيداري: كه عبارت است از قرار گرفتن جسم در يك وضعيت بي‌حركت و تمركز بر حس شنوايي و گوش دادن به يك صدا و يا صوت طبيعي و يا گوش دادن به يك نوار موسيقي مجاز.(منظور از مجاز: داراي مجوز انتشار از وزارت ارشاد مي‌باشد.)


15ـ مراقبة فكري: كه عبارت است از قرار گرفتن جسم در يك وضعيت بي‌حركت وتمركز بر يك موضوع خاص فكري و انديشيدن در مورد آن. اين موضوع فكري مي‌تواند مربوط به دنيا و يا عقبي باشد. مثلاً انديشيدن در مورد علوم مختلف مرسوم در دانشگاهها و انديشيدن در مورد  علت خلقت، خودشناسي، مرگ، حساب و كتابِ آخرت و


16ـ مراقبة احساسي: كه عبارت است از قرار گرفتن جسم در يك وضعيت بي‌حركت و تمركز بر قلب و ايجاد يك احساس خوب و مطلوب در آن و تداوم تمركز برآن حس.


17ـ روح و روح شناسي: كه عبارت است از تحقيق و تفحص درمورد ماهيت روح، منشاء و مرجع آن، خصوصيات و ويژگي‌هاي آن، غايت و مقصد آن، تشابه و تفاوت‌هاي آن با جسم و روان.


18ـ روح پزشكي: كه عبارت است از شناسايي و درمان بيماري‌هاي روحي.


19ـ ارتباط با ارواح: كه شامل تلاش براي ايجاد ارتباط با ارواح زندگان و مردگان به صورت مستقيم و يا با واسطه ابزار و وسايل بوده و اين ارواح مي‌توانند متعلق به افراد معمولي يا افراد تكامل يافته و پاك باشند.


20ـ جن شناسي: كه عبارت است از تحقيق و مطالعه در مورد جن، خصوصيات و ويژگي‌هاي فردي و اجتماعي آن، تفاوت‌ها و شباهت‌هاي آن با انسان.


21ـ ارتباط با جن: كه عبارت است از تلاش جهت برقراري ارتباط با جن به صورت مستقيم و يا غيرمستقيم بااستفاده از ابزار و وسايل.


22-خودشناسي: خودشناسي غايت و نهايت شناخت‌هاست كه به شناخت خداوند حكيم منتهي مي‌شود. هر كس خود را بشناسد، خداي متعال را خواهد شناخت. خودشناسي برترين حكمت‌ها و سودمندترين شناخت‌هاست.


23- خداشناسي: شناخت خداوند عزوجل آغاز دين‌داري، از جمله بالاترين شناخت‌ها و عامل كامل شدن معرفت است. شناخت حضرت حق تعالي سبب دوستي با او و بي‌نيازي از خلق و دل كندن از دنيا مي‌شود. كسي كه خدا را بشناسد تنها نخواهد ماند(هو معكم اين ما كنتم) هر چند به ظاهر از خلق دور ماند، چرا كه خداشناسي مونس هر تنهايي و يار و ياور هر بي‌كسي است.خداشناسي نيروي هر ناتواني، روشنايي هر تاريكيو شفاي هر بيماري است(يا من اسمه دوا و ذكره شفا).


حضرت امام صادق(ع) مي‌فـرمايند:«خودشنـاسي انسـان اين است كه خويشتن را به چهـار طبـع و چهار ستون و چهـار ركن بشناسد، چهار طبعش خـون است و صفرا و بـاد وبلغم، ستون‌هايش خرد است كه از خرد، فهم و حافظه مايه مي‌گيرد و اركانش نور است و آتش و روح و آب.»



هاله های نورانی انسان


هر چيز در جهان تنها يك نوسان است. هر اتم، هر قسمت از يك اتم، هر الكترون، هر ذره‌ي بنيادي، حتي افكار و آگاهي ما، همه نوسان هستند. ما مي‌توانيم هاله را يك نوسان بدانيم، كه هر موجود مادي را احاطه كرده است. اين تعريف براي مطالعه‌ي هاله كافي است، به شرط اينكه بتوانيم خود را به ديدن نوسان هاله عادت دهيم.


    هاله، امضاي معنوي ما است. وقتي شما شخصي را با يك هالة پاك و درخشان مي‌بينيد، مي‌توانيد مطمئن باشيد كه او شخصي خوب و داراي روحي والاست، حتي اگر خود او فردي فروتن باشد يا از خصوصيات خود آگاهي نداشته باشد. هنگامي كه شخصي را با هاله‌اي خاكستري يا سياه مي‌بينيد مي‌توانيد مطمئن باشيد كه او فردي با افكار ناپاك است، هر چند كه ظاهرا‌ً جذاب، خوش سخن، فرهيخته، خوش ظاهر يا خوش لباس به نظر برسد.  با بررسي هاله مي‌توان اختلالات عملكرد بدن ( بيماريها ) را خيلي قبل از بروز علائم فيزيكي تشخيص داد. با كنترل آگاهانه‌ي هاله‌ي خود، عملاً مي‌توانيد خود را شفا دهيد.


هاله، بازتاب ماهيت واقعي ما در هر لحظه است. در اينجا لازم است منظور خود را از «  ماهيت واقعي  » و اينكه چرا براي كشف آن قدري تلاش لازم است، بيان كنم. در جوامع ما بر سمبولها، كليشه‌ها، عادتها، آداب و رسوم، رفتارهاي سطحي، ظاهرسازي، پيروي از ديگران و تسليم بي قيد و شرط در برابر ديگران تأكيد مي‌شود. تعليم و تربيت ما، عميقا‌ً بر پايه‌ي ديدگاهها و انتظارات افرادي است، كه سعي مي‌كنند بر مردم تسلط پيدا كنند. هنگامي كه ما همه‌ي عادتها، كليشه‌ها، آداب و رسوم، ظاهرسازيها، و رفتارهاي سطحي خود را تشخيص مي‌دهيم و كنار مي‌گذاريم، و كاملاً آگاه، طبيعي و آزاد مي‌شويم، آنچه باقي مي‌ماند ماهيت واقعي ما است.  بعضي از مردم چنان به آداب و عادتهاي خود چسبيده‌اند، كه كشف ماهيت واقعي‌شان اگر غير ممكن نباشد، بسيار مشكل است. تنها راه دستيابي به يك بصيرت فوري پيرامون شخصيت اين افراد، تماشاي هاله آنها است، زيرا هاله ماهيت واقعي آنها را از وراي پوشش رفتارهاي سطحي نشان مي دهد .


     به طور كلي، هر چه هاله رنگين‌تر، واضح‌تر، و روشن‌تر باشد، صاحب آن داراي شخصيتي بهتر وروحي والاتر است. همچنين هر چه پراكندگي انرژي در هاله يكنواخت‌تر باشد، آن شخص سالمتر و متعادل‌تر است. پراكندگي انرژي در هاله، مي‌تواند به عنوان يك ابزار تشخيصي قوي در پزشكي مورد استفاده قرار گيرد، البته معمولاً به تجهيزات پيچيده نيز نياز است.



     هاله ما همه بدن را احاطه كرده است، اما تفسير رنگهايي كه توضيح داده مي‌شود، فقط به هاله‌ي اطراف سر مربوط است.


 


در هاله‌ي انسان ساختار‌هايي تحت عنوان چاكرا ( كانون انرژي ) وجود دارد. اين مراكز مسؤول تبادل انرژي بين هاله‌ي انسان و هاله‌ي كيهان  ( ارسال و دريافت انرژي ) و همچنين مسؤول متعادل كردن انرژي در سطوح مختلف هاله مي‌باشند. چـاكراهـا به دو نـوع اصلـي و فـرعي تـقسيم مي‌شوند، تعداد چاكراهاي اصلي هفت و فرعي بيست‌و‌يك مي‌باشد. چاكراها شبيه قيف هستند، انتهاي باريك چاكراهاي اصلي به سمت مغز يا نخاع و قسمت پهن آنها به سمت خارجي‌ترين لايه‌ي هاله قرار گرفته است.


     چاكراهاي اصلي در طول ستون فقرات تا مغز قرار گرفته‌اند و با شماره‌هاي يك تا هفت نام‌گذاري مي‌شوند. اين چاكراها به ترتيب شماره     ( از يك تا هفت ) در انتهاي ستون فقرات، راستاي نا

/ 2 نظر / 43 بازدید
فاطمه

من چشم سوم فعالی دارم ميدونم باورش سخته

فاطمه